نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه

یک مشت چرت و پرت های دلم

 

یه آدمایی هستن که همیشه جواب اس ام اساتو میدن...
هر وقت ازشون بپرسی چطوری ؟
میگن خوبم ...!
وقتی میبینن یه گنجشک رو زمین داره دنبال غذا می گرده ، راهشونو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره ...!
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن ، دستتو ول نمیکنن بذارن تو جیبشون...!
... ... آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا سکس !
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن! 
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن ...!
همونایین که براتون حاضرن هر کاری بکنن 

......

اینا فرشته ان ... تنهاشون نذارین ، داغون میشن..

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۸ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

گنجشک خندید

به این که چرا هر روز

بی هیچ منتی برایش دانه می پاشم

من باز گریستم

به این که

حتی او هم محبت مرا از سادگی ام می پنداشت

 

+ دلم گرفته فقط همین

+میگذرد ولی خیلی تلخ

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٧ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

و چقدر دیر می فهمیم

که زندگی

همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم

 


 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٠ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

چند وقیته نمیتونم بنویسم

فکر میکردم میتونم دوباره اینجا برنگردم

ولی نه

نمیتونم برنگردم

واسه نوشتن خیلی چیزا دارم ولی نمیدونم چرا اونی که تو دلم هستش رو

رو یادم رفته باید چجوری بنویسم 

تلخ خیلی تلخ

شاید روزی دیگر

*دوستایی که اومدین اینجا و نظرای قشنگتونو گذاشتین

اینو بدونین همیشه به یادتونم

به خیلی هاتون سر میزنم ولی ترجیح میدم خاموش بیام و خاموش برم

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱۸ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

خیالت راحت

نمیتوانم

دست گرمت را به سردی دست بیگانه ای بخشم

اینجا هر چه باشد

هر کجا باشد

ذره ذره ی حیاتم در آن نهفته است

 

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011  

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

بعضی وقتها هست که دوست داری کنارت باشه

محکم بغلت کنه

بذاره اشک بریزی

تا آروم شی

بعد آرومم تو گوشت بگه

" دیوونه ....... من که باهاتم "

 

+اونی که اینو نوشته نمیدونم کیه ولی .....

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۸ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

دلتنگ هستم 

نه برای بودن در کنارت

برای آمیزش عشق

برای عطر سیب

برای عشق بازی هایمان

برای عاشقی هایم برای عاشقی هایت

برای همه ی آن چیزهایی که ندیدی

 

+ دلتنگ خواهم ماند

 

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011  

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

از تکرار نام تو 

در خیالم 

دنبال چیستم ؟!

به دنبال واژه ای مقدس از آسمان ها نگرد 

اینجا .... 

 ... قلبی .. 

 ...... برایت ..

سرزمینی به وسعت هزار دل مجنون بافته است

 

 

 نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011  

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٩ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

گم شده است واژه ها و کلماتم ........

این روزها 

در هیاهوی ذهنم

شاید تکه شعری از من 

در حیاط خلوت دلت بیفتد 

مراقب باش

مچاله اش نکنی 

 

+ کلا قاطی کردم 

+نمیدونم چی میخوام بنویسم فقط میخوام بنویسم 


 

 نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011  

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٧ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

 

خدا

دلم تنگه

تو با من مهربون باش

 

+ نمیخوام تو رو تو گم ترین آرزوهام ببینم

+ هیچ وقت سیر نمیشم از این دکلمه پرویز پرستویی

+ دلتنگه دلتنگم 

 

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011  

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٥ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

می نشینی  

مینشینی و فکر میکنی به تمام چیزهایی که 

بی حضور تو تکرار میشوند 

بی حضور تو به حیاتشان ادامه میدهند 

مثل خطوط صورت او 

که به غریبه ها لبخند میزند 

مثل مردمک چشمانش 

که کس دیگری درونشان است 

مینشینی فکر میکنی به این همه ظلم 

فکر میکنی و پیر میشوی 

 

+تایماز هستم 

+ اگه دستم به جدایی برسه اونو از تموم خاطره ها خط میزنم 

+ نمیذارم کسی عاشق نباشه ماه رو بین همه قسمت میکنم

 

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011  

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٧ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

آن زمانی که 

برای نوشتن بهانه ای ندارم 

هر آنچه که 

آه در سینه دارم سوار بر قاصدک ها میکنم

به امیدی که 

شاید یکی از آنها 

به دستت برسد 

 

تایماز هستم دلگیر دلگیر

تایماز : می ترسم قاصدک امانت دار خوبی نباشه نه اینکه نبره بلکه ساقه اش خم بشه  زیر یه مشت آه بی حاصل من

+ پشت دیوار شب یه راهی داره نگران

 

 

  close



نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٢ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

چه آسان آوار میشود

جای خالی نبودنت

..دیوار های دلم در هجوم گردبادهای تنهایی

توان ندارند

تو بیا

تو بیا و نگذار ویرانه ها را هم

باد ببرد ناکجا آباد

 

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٤ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

دیگر نمیترسم 

نه از بیماری

نه از تاریکی 

نه از تنهایی

تو را که بیش از یک بار نمیشد از دست داد

و تو بی آنکه بخواهم 

تمام شدی

همان طور .........

بی آنکه بخواهم 

تمام من شده بودی

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |
 

 
تلنبار خاطرات خاک گرفته ام را
اگر می خواهی جست و جو کنی
به حتم در میان پستوهای بی حوصلگی ام می یابی
اما بی محابا در نزن که گرد دلم
تا ابد به سرفه ات می اندازد
و عزای سیاه پوشش به گریه ات
ارام که امدی
اول از ایینه تنهایی بپرس از کدام سو
انگاه به نرمی قدم بردار
که ناگزیر تخته های زوار در رفته روحم
پای برهنه ات را به خراش نیندازد
به گمانم جایی برای تکیه کردن نیست
تنها شانه های پوشالی مترسک خنده هایم
که ان هم استراحتگاه ناامنی است
اخر بارها هجوم سخت کلاغ های سیاه را دیده است

تصمیم با خودت...

هنوز هم جستجوی خاطراتم را در سر می پرورانی !!!
 
 

 
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٥ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

می ایستم روبروی انبوهی از نفرت

  " آینه"

مینگرم به صورتی که خیره شده به من

به چشمانی که برایم نم نمکی آشناست

دلم برایش میسوزد

 

پ . ن :  به خود مبال ای آسمان ...!!!!!

            تو گر در هست خود باران داری

            من نیز از دیده گان خود

            بارانی دارم

 

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011 


 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٩ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

برای تو

برای من

برای دردهایم

برای دردهایمان 

 برای این همه بغض

برای این همه تنهایی 

ای کاش

خدا کاری بکند

 +دلم تنگه یعنی میشه که بشه؟!؟

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳۱ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

تمام زخم هایم

مرهمش

لب های توست

بوسه نمیخواهم! فقط حرفی بزن

 

پ.ن : + خدایا بیخودی جهنمت را به رخم نکش  بدون عشقم هر روزم جهنمی هستش سوزنده تر از جهنمت

         + شرمنده ایم ز دوست که دل نیست قابلش  باید برای هدیه سری دست و پا کنیم

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٦ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

میخوام آروم بگیرم

چیکار میتونم بکنم

وقتی نمیره پایین

زندگی رو میگم

میخوام پس بدم به خودش .. به خدا

 

 + چیکار کنم وقتی آب ها خوردم و نرفت پایین

+ باز دلم تنگه خیلی تنگ

نوستالژی های یک پسر دیوانه Copyright © 2011 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |

 

 

کار ِ من از نیاز به محبتت گذشته

کار من حتی  از نیاز به دست هایت هم گذشته

تو بیا نگذار .... نگذار

کارم از اینها هم بگذرد

من اگر دیوانه شوم...

  آخ ، من اگر کارم از اینها هم بگذرد ....

 

+ یه بار اینو گذاشته بودم ولی نمیدونم چرا باز دلم بدجور خواست که باز...

+ از این به بعد میخوام اینجور هایلایت کنم نظرتون چیه؟

+ دوست دارم تا صبح این اهنگ وبلاگم پخش بشه تا خود صبح

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۱ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ توسط نـ ـوسْتالژیِ های یِک پسر دیـ ـوانِه نظرات () |